سفارش تبلیغ
تبلیغات در پارسی بلاگ
یک دنیا آرامش
ای مسلمانان

  ای مسلمانان ...!!!

 

 قرآن برای این نازل نشده است که:

 

?  از زیرش رد بشوید!

?  بر روی مرده بخوانید!

?  بر بازو و گردن ببندید!

?  در ماشین خود آویزان کنید!

?  بر در و دیوار خانه هایتان بنویسد!

 

 کلام اللّه قرآن کریم برای هدف والاتری نازل شده!

 

 ?کِتَابٌ أَنزَلْنَاهُ إِلَیْکَ مُبَارَکٌ لِّیَدَّبَّرُوا آیَاتِهِ وَلِیَتَذَکَّرَ أُوْلُوا الْأَلْبَاب?ِ

ترجمه:

این کتابى مبارک است که آن را به سوى تو نازل کرده ایم تا در آیات آن بیندیشند و خردمندان پند گیرند. (سوره ص/آیه 29)

 

 این کتاب راهنمای زندگی شما می باشد.

 

 چقدر در زندگی آن را تلاوت

         و به آن گوش میدهید

                و در آن تفکر و تدبر میکنید؟

 

 نباشیم از کسانی که 

      در آتش دوزخ اینگونه می گویند:

 

?وَقَالُوا لَوْ کُنَّا نَسْمَعُ أَوْ نَعْقِلُ مَا کُنَّا فِی أَصْحَابِ السَّعِیر?

ترجمه:

و می گویند: اگر ما گوش شنوا داشتیم یا تعقّل می کردیم، در میان دوزخیان نبودیم! (سوره ملک/آیه 10)

 

خداوند به همه ما توفیق خواندن و عبل کردن به قرآن عمل بفرماید.



[ تگ ها : ]
+
پادشاهی

پادشاهی را وزیری عاقل بود از وزارت دست برداشت. پادشاه از دگر وزیران پرسید وزیر عاقل کجاست؟ گفتند از وزات دست برداشته و به عبادت خدا مشغول شده است. پادشاه نزد وزیر رفت و از او پرسید از من چه خطا دیده ای که وزارت را ترک کرده ای؟ گفت از پنج سبب: اول: آنکه تو نشسته می ‌بودی و من به حضور تو ایستاده می‌ ماندم اکنون بندگی خدایی می ‌کنم که مرا در وقت نماز هم، حکم به نشستن می‌ کند. دوم: آنکه طعام می ‌خوردی و من نگاه می ‌کردم اکنون رزاقی پیدا کرده ‌ام که او نمی خورد و مرا می‌ خوراند. سوم: آنکه تو خواب می‌ کردی و من پاسبانی می ‌کردم اکنون خدای چنان است که هرگز نمی ‌خوابد و مرا پاسبانی می‌ کند. چهارم: آنکه می ‌ترسیدم اگر تو بمیری مرا از دشمنان آسیب برسد اکنون خدای من چنان است که هرگز نخواهد مرد و مرا از دشمنان آسیب نخواهد رسید. پنجم: آنکه می ‌ترسیدم اگر گناهی از من سرزند عفو نکنی، اکنون خدای من چنان رحیم است که گناهانم را میبخشاید. خدایا ما را یک لحظه به حال خود وامگذار...



[ تگ ها : ]
+
بهلول
فردی چند گردو به بهلول داد و گفت: «بشکن و بخور و برای من دعا کن.» 
بهلول گردوها را شکست و خورد ولی دعایی نکرد. آن مرد گفت: «گردوها را می‌خوری نوش جان، ولی من صدای دعای تو را نشنیدم!»
بهلول گفت: «مطمئن باش اگر در راه خدا داده‌ای، خدا خودش صدای شکستن گردوها را شنیده است!»


[ تگ ها : ]
+
فاصله ها را کم کنیم..

 

استادى از شاگردانش پرسید: چرا ما وقتى عصبانى هستیم داد می‌زنیم؟

چرا مردم هنگامى که خشمگین هستند صدایشان را بلند می‌کنند و سر هم داد می‌کشند؟

شاگردان فکرى کردند و یکى از آنها گفت:چون در آن لحظه، آرامش و خونسردیمان را از دست می‌دهیم.


استاد پرسید: این که آرامشمان را از دست می‌دهیم درست است امّا چرا با وجودى که طرف مقابل کنارمان قرار دارد داد می‌زنیم؟

آیا نمی‌توان با صداى ملایم صحبت کرد؟ چرا هنگامى که خشمگین هستیم داد می‌زنیم؟

شاگردان هر کدام جواب‌هایى دادند اما پاسخ‌هاى هیچکدام استاد را راضى نکرد.

سرانجام او چنین توضیح داد: هنگامى که دو نفر از دست یکدیگر عصبانى هستند، قلب‌هایشان از یکدیگر فاصله می‌گیرد.

آنها براى این که فاصله را جبران کنند مجبورند که داد بزنند. هر چه میزان عصبانیت و خشم بیشتر باشد،

این فاصله بیشتر است و آنها باید صدایشان را بلندتر کنند.

شاید کم کردن فاصله صدا را پایین بیاورد اما بالا بردن صدا فاصله را کم نمیکند.



[ تگ ها : ]
+
اینکه ...

 

اینکه چقدر زمان داری مهم نیست?چگونه می گذرانی مهم است.

 



[ تگ ها : ]
+
   1   2      >